• مجید: چندبار بگم در پاورپوینت جدول قرار ندهید؛ والسلام شد تمام!
طنز؛ موضوعاتی که تعجب، عصبانیت و خنده استاندار را برمی‌انگیزند

مجید: چندبار بگم در پاورپوینت جدول قرار ندهید؛ والسلام شد تمام!

اخبار ایلک - از مهم‌ترین مباحث مطرح شده در جلسه کارگروه اشتغال استان تذکر استاندار آذربایجان‌شرقی نسبت به درست کردن درست پاورپوینت‌ها توسط ادارات برای هزارمین بار بود!

به گزارش اخبار ایلک از خبرگزاری فارس، در ابتدای جلسه حسینی(مدیرکل کار استان) داشت آرام آرام با کمک جداولی که در پاورپوینت ترسیم کرده بودند، گزارش «تسهیلات روستایی سامانه کارا به تفکیک بانک‌ها» را ارائه می‌کرد که خدابخش دیگر طاقتش طاق شد و گفت: «لطفا لطفا لطفا لطفا در پاورپوینت جدول نیاورید؛ جدول را در پاورپوینت نمی‌آورند؛ چند بار بگویم؟! (البته دقیق نشمردم پنج بار گفت لطفا،شاید چهار بار)

الان ما نفهمیدیم چی به چی شد؟ یکبار بگویم؟! دوبار بگویم؟! صدبار بگویم؟!

اگر می‌خواهیم از تکنولوژی استفاده کنیم جدول را ابدا در پاورپوینت نیاورید؛ والسلام شد تمام.. 9 ماه است هر جلسه می‌گویم ...

در پاورپوینت نه جمله است، نه جدول می‌شود و نه چیز دیگر؛ والسلام شد تمام!

بنویسید مثلا پرداختی 106 تمام! دیگر چیز دیگری نمی‌خواهد! مطلب دیگر در صفحه دیگر!

ذره‌بین که نداریم اینها را نگاه کنیم بخوانیم!! هرجلسه هم می‌گویم‌ها... توجه نمی‌کنند که...»

انتقاد از خرید پرینتر و کاغذ و در نتیجه توسعه کاغذبازی

آمار طرح کارورزی نیز جزو دستور جلسات جلسه بود. در کش و قوس توضیح و بررسی همین طرح بود که استاندار نسبت به خرید پرینتر و کاغذ و در نتیجه توسعه کاغذبازی از این طرق انتقاد کرد و گفت: وقتی کامپیوتر و اینترنت هست دیگر باید پرینتر، کاغذ، غیره و ذالک جمع شود...

حسینی مدیرکل تعاون، کار و رفاه اجتماعی آذربایجان‌شرقی گزارش «عملکرد کمیته فنی تسهیلات روستایی استان»، «آخرین وضعیت طرح‌های تسهیلات فراگیر از سامانه کارا به تفکیک شهرستان‌ها» و مواردی مشابه از این دست را هم که جدوال همه این طرح‌ها را در اقدامی ناستودنی در پاورپوینت قرار داده بود، توضیح داد.

من هم مثل خدابخش چیز زیادی از این آمار و ارقام نفهمیدم که کی به کی هست و خبری از این توضیحات دراز و طویل توام با جداول آمار و ارقام ریز و درشت دشت نکردم.

بانک‌ها ستون پنجم دشمن

ارائه «گزارش میزان پرداخت تسهیلات فراگیراز سامانه کارا به تفکیک بانک‌های عامل» نیز بخش بعدی برنامه جلسه امروز بود که به نظر می‌رسید برخی از بانک‌ها و یا همه آنها عملکردی ضعیف و نزدیک به صفر در این ارتباط داشتند که این امر برای استاندار بسیار گران آمده بود؛ به طوری که گفت: امروز تذکر کتبی بنویسید بانک‌هایی که در نبرد اقتصادی همراهی ندارند ما آنها را به عنوان ستون پنجم دشمن می‌شناسیم؛ اگر همراهی نمی‌کنند استان را ترک کنند!

عملکرد مدیران مایه شرمندگی است

مجید خان که هنوز دلش خنک نشده بود، ادامه داد: «از مدیران انتظار داریم بصیرت داشته باشند؛ آیا افتخار است بعد از چهار ماه می‌گویید میزان پرداختی و عملکرد صفر است؟! مایه شرمندگی است!

اصلا می‌گوییم بانک‌هایی که همراهی نکنند، بنگاه‌های بزرگ سپرده‌هایشان را از آنجا خارج کنند و در جای دیگر سپردهگذاری کنند؛ بنگاه اقتصادی داریم که 180 میلیارد تومان در یکی از بانک‌ها سپرده دارد؛ می‌گویم همه پولش را از بانک خارج کند، بانک بماند!»

مجیدخان به توجیه اقتصادی طرح‌های ارائه شده توسط بانک‌ها و مشاوران اقتصادی هم پرداخت و گفت: دیروز به هریس رفته بودیم؛ سرمایه‌گذاری در این شهر 2 هزار خانواری یک استخر عریض و طویل زده بود؛ ماهی هم 90 میلیون تومان قسط میداد، هیچ‌کس هم نمی‌رفت استخر پول بدهد؛ آخر مگر شهر هریس چند نفر جمعیت دارد که مثلا ماهی 100 میلیون تومان دربیاورد، قسط‌هایش را بدهد؛ به توجیه اقتصادی طرح‌ها توجه کنید دیگر!

بحث شیرین بروکراسی اداری و درخواست مدارک بی‌مورد

اما بحث شیرین بروکراسی اداری و درخواست مدارک بی‌مورد از دیگر موارد مورد انتقاد خدابخش بود.(لطفا به هنر واج آرایی در این جمله توجه فرمایید!!!)

مجیدخان در تعریف خاطراتی در این باب گفت: در قدیم وقتی بچهها به 18 سالگی می‌رسیدند و می‌خواستند شناسنامه‌شان را عکس‌دار کنند ثبت یک عکس می‌خواست و بعد به طرف می‌گفت باید به کلانتری بروید تا تائید کند این عکس مال توست؛ انگار کلانتری دستگاه دروغ‌یاب داشت که مثلا تشخیص می‌داد این عکس مال خودش نیست و مال برادرش است و ثبت نمی‌توانست خودش این مورد را تشخیص دهد.

تازه بعد از تائید کلانتری باید می‌رفت در محله‌ای که زندگی می‌کرد دو نفر ریش سفید پیدا می‌کرد که عکس طرف را از روی تجربه گرانسنگی که در طول سالیان دراز اندوخته بودند، شناسایی و بازتائید می‌کردند تا در نهایت عکس کوفتی را بزنند شناسنامه!!!

خواستن 6 قطعه عکس برای بچه‌های دبستانی از دیگر مواردی بود که تعجب و خنده خدابخش را موجب می‌شد،می‌گفت از آنجایی که دم و دستگاه عکاسی از قدیم طوری بوده که مثلا 6 قطعه عکس از یکبار عکاسی بیرون می‌داد، در مدارس هم همه این 6 قطعه عکس را می‌خواهند.

یک عکس بیشتر لازم ندارند ها... آخر 6 قطعه عکس یک بچه 6 ساله به چه دردتان می‌خورد؟ دو تا عکس بخواهید بس است دیگر! آخرش هم همه عکس‌ها را برمی‌گردانند!!!

استاندار چند مورد خنده‌دار دیگر را هم از گذشته و حال استقرار بیماری بروکراسی در کشور تعریف کرد و گفت: تقریبا در تمام ادارات از این خاطرات خنده‌داری که تعریف کردم، هنوز برقرار هستند و اتفاق می‌افتند؛ وقتی کسی به ادارات مراجعه می‌کند انگار به کانالی با اعمال شاقه می‌رود!! برای همین چیزهاست که ما شفافیت نداریم و الی ماشاالله...

قصه ما به سر رسید/ کلاغه به خونش نرسید(گرفتار بروکراسی خنده‌دار شد)

نگارنده: لیلا حسین‌زاده

انتهای پیام/

ایلک نیوز را در پیام رسان سروش دنبال کنید

farhangi
farhangi

نظرات
  • نظری ثبت نشده است !
ثبت دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.